تبليغاتX
!!! سوون آتماز گوزلیم !!!
LOVE IS NEVER BE THE SAME
دست دراز میکنم که بگیرمت انگار که افتاده باشی انگار که خواسته باشی بی اجازه از خیابان اصلی گذر کنی انگار که بدانم میروی بی من ، و این "من" قرار است تنها بماند و خیال ببافد و ببافد و تنِ تنهایی هایش کند . خیالِ بافته نمیخواهم ضمیرِ رفته نمیخواهم قصه از جایی قشنگ میشود که "یت" به ته واژه ها بچسبد لباس بشود لباسهایت ، من عاشق چشمهایت شوم و برای خنده هایت اسپند دود کنم ...

تو را و خاطراتت را و روزهایت را انداخته ام پشت قباله ی زندگی ام یعنی که با منی حتی اگر نباشی یعنی که من عادت دارم شانه هایم را به سنگینی خاطرات  تو عادت دهم . یعنی از این بعد قصه ی تو معلوم است قرار میگذاریم که بنشینی کنار من ، سکوت کنی ، من نگاهت کنم ، ذره ذره در تو حل شوم ، با انگشتانم شکلت را از اول بکشم ، تو باز سکوت کنی و گاهی بی اجازه لبخند بزنی تا من را کشته باشی . باور کن میمیرم . همین روزها میمیرم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 5 بعد از ظهر  توسط oceanic | 
اتفاق

می تواند برخورد قلب من به دنیای تو باشد

یا سقوط از بلندای چشمان تو !

چه فرقی می کند...

برای من

برای همین من  ِهمیشه سربزیر  صبور چه فرقی می کند ؟!

 چه فرقی می کند که

از خواهشهای ساده و کوچک ِقلبم حرف بزنم یا سکوت کنم

چه فرقی می کند بام علاقه ام  چشمان تو باشد یا سردی آغوش زندگی

بگذار این باران

این هجوم ناگهان

بزند وخراب کند

بگذار چشمان من تا ابد خیس خاطره باشد

بگذار سهم من از بهشت نگاه تو همین باشد

همین سکوت وسقوط

همین سکوت وعطش خوشبختی

همین سکوت وجای خالی ات کنار زندگی !!!


پ.ن : یکی اینجا چیزی بنویسه ...

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 9 قبل از ظهر  توسط oceanic | 

مادر...

اکنون که ملائک بال در بال،مفارقت روح را از جسم کبودت منتظرند،

این علی است که آلام محض،عمود استوار حیاتش را به لرزه افکنده است.

این علی است که به هنگام تغسیل،تورم بازوی تو را لمس خواهد کرد.

نشان تازیانه نامردان،هنگام که ریسمان در گردن مرد تو بود.

چه سود که وصیت تو،تغسیل از روی لباس باشد؟!

چه سود که وصیت تو،رعایت دل علی باشد؟!

از فرقتی که با رفتنت میان تو و علی ایجاد خواهد شد،

دل علی،دل نمی ماند!

این زخم زمانه است که بی تو بهبود نمی پذیرد.

امروز،روز وصال توست با محبوب

اما...

در سوگ تو،کس را صبر و تسلایی نیست!

فراق چون تو مهربانی را چگونه تحمل باید؟!

تو امانت خدا بودی مادر...

چه کردند زمینیان با تو؟!

آنچه بر تو -زهرای مهربانی- گذشت،

نه قابل گفت است و نه درخور نهفت!

بعد از رفتنت

گمانم عرش خدا فروریخت!

و خاموشی و تنهایی بر زمین هجوم آورد،

تا آنجا که توانت اذن می داد،

پای اسلام محمد (ص) ایستادی.

علی که مأمور به سکوت بود!

و تو،یک زن -مردتر از هر مردی- شایسته دفاع از حریم و حرم پیامبر!

اما مادر...

اکنون چرا سکوتی چنین در پی فریادی چنان؟!

اکنون چرا صدای تو،تنها آوای ریزش اشک است؟!

اشک غم بر تنهایی ما

اشک شوق بر وصل با محبوب و رسول روشنایی ها

ما سزاوار اشکیم مادر

که بعد از تو،این دنیا،دنیای ماندن نیست!

اما...

تو اشک هایت را از گونه بستر!

اشک سزاوار ما،

که بی تو می مانیم!

اشک سزاوار ما،

که تاوان قدر ندانستنت،

قبر بی نشان توست...

تا مادر حرم ندارد،تا بقیع غریب است،شرم کنیم برای خودمان سنگ قبری بسازیم که از خاطر نرویم...

اینجا بقیع،قبر مادرم کجاست؟!

 

 

یا فاطمه... 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 1 قبل از ظهر  توسط oceanic | 
دیشب به خوابم آمدی

مثل هربار لبخندهایت به غمی دلگیر اشاره میکرد

دریغ از آن روز که تو را بی غم میافتم

گویی جهان تو را سنگ صبور دردهایش قرار داده بود

و باز تو بی هیچ بهانه چشمهایت را به یاری غم نهفته ی زمین فرستادی

تا مبادا خوشی شاپرک با اخم گلها ی افسرده بهم ریزد

و باز تو دستهایت را تکیه گاه سنگینی درد آسمان قرار دادی

تا مبادا سبزه های تشنه راز زندگی خود را (که همان مرگ ابرهاست) بدانند

چه زیباست همدردی تو با کائنات و چه جانگیر است مرگ کائنات در چشمان تو

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 0 قبل از ظهر  توسط oceanic | 

تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب

 بدیناسن خوابها را با تو زیبا می كنم هر شب

تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آنگاه

چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب

 تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من

 كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب

مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست

 چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

 كه این یخ كرده را از بیكسی ها می كنم هرشب

 تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب

 حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

 چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب

كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط oceanic | 
از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب

 شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

 می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب

می دانم اری نیستی اما نمی دانم

 بیهوده می گردم بدنبالت  چرا امشب ؟

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما

 نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب

ها ... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف

 ایكاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام كوچه ها را  یك نفس هم نیست

 شاید كه بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم  تو كه می دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم  بی تو  تا امشب

 ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

 آخر چگونه سركنم بی ماجرا امشب

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط oceanic | 
صدای آب می آید، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟


لباس لحظه ها پاك است


میان آفتاب هشتم دی ماه


طنین برف، نخ های تماشا، چكه های وقت


طراوت روی آجرهاست، روی استخوان روز


چه می خواهیم؟


بخار فصل گرد واژه های ماست


دهان گلخانه فكر است


سفرهایی ترا در كوچه هاشان خواب می بینند


ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریك می گویند


چرا مردم نمی دانند


كه لادن اتفاقی نیست


نمی دانند در چشمان دم جنبانك امروز برق آب های شط دیروز است؟


چرا مردم نمی دانند


كه در گل های ناممكن هوا سرد است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط oceanic | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
برسردر یکی از آکادمی های یونان باستان نوشته بود اگر هندسه و ریاضی نمی دانید وارد نشوید

تو سردر وبلاگم مینویسم اگر عاشقی نمی دانید وارد نشوید ...

نوشته های پیشین
بهمن 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
پیوندها
استاد عزیزم !!!
جامعه شناسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM